امیر یگانه | پیش نگاه

امیر یگانه

امیر یگانه

متولد : 1359 | هنرمند | مجموعه دار | نمایشگاه گردان موسس و مدیر آموزشگاه هنری چارچوب

www.instagram.com/yeganehcollection

.
.
.
.
شورِ انگیزه و شوق ِ به تولید و آثار هنری از آن جا متبلور شد که پدر بزرگی معمار داشتم و گرایش های هر شخص از نوع تجربه های زیست شده اش پدید می آ یند. چنین اندیشه ای دلیلِ بر آن شد تا به دنبال ِ حفظ و نگه داری و انتقال ِ این داده های زیبا برآیم. تداوم ِ تلاش برای میراث داری گذشته و تاریخ و رد و بدل ِ سینه به سینه ی آن است که امور ِ میرا را ماندگار می سازد ، چون آثار هنری به مثابه ی شی ممکن است گاهی میرا تلقی شوند و نا فرجام بمانند.
--------------------------------------------------------------------------------
درباره ابراهیم فرجی
ابراهیم فرجی، متولّد(1383-1319)، او از دانشکده هنرهای دراماتیک با گرایش سینماتوگرافی فارغ التحصیل گردید. ارائه ی فعالّیت تجسّمی خود را با شرکت و تجربه درکلاس های مختلف دانشکده ، آغاز کرد و بدین ترتیب توانست اولّین مجموعه ی خود را در غالب یک نمایشگاه انفرادی در همان دانشکده (سال 1344) در معرض دید مخاطبینش قرار دهد. در راستای فعالیت خود، با حضور در نمایشگاه های گروهی از جمله، گالری هایی چون تخت جمشید، نیازی، شیخ شرکت کرد و اوج فعالیت او را می توان با ارائه مجموعه ی دیگری از آثارش، امّا اینبار انفرادی، در گالری سیحون به سال (1350) دانست. دو سال بعد یعنی سال(1352) در گالری سولیوان به نمایش دادن دیگر آثارش پرداخت. سال های آغازین پس از انقلاب فرهنگی 1357 فرصتی مناسب برای هنرجویانی بود که در هنرستان هنرهای زیبا، در نزد او به کسب تجربه و تعلیمات فرجی مشغول باشند. او در این روند آموزش، به تجربه های جدیدتری در حوزه ی خلق آثارش، با روند آکادمیک پیش می رفت و تأکید او بر آموزش هنرجویانش، اهمیّت اصول و مبانی اولیّه را بیش از پیش آشکارتر ساخت، اصولی که در یکایک آثارش می توان آنها را پیدا کرد. از این پس، همچنان به مشاغل دولتی مشغول بود و به مدّت 15 سال مدیریت هنرستان کمال الملک را بر عهده داشت و پس از سال ها به عنوان کارشناس امور هنری و هنرستان ها در وزارت فرهنگ و ارشاد همّت گمارد. در میان تمام این گونه فعالیت های او، تنها و تنها تدریس در فضای هنرستان و میزان تأکید او بر امور آموزش، از عوامل مهّم تثبیت حضور وی در فضای هنر گردید. او آثارش را در قالب نقاشی خلق کرد. شاید در تعاریف ساده، نقاشی فقط سحطی است که با رنگ پوشیده شده است امّا برای ابراهیم فرجی، از این معنا فراتر می رود. او با پوششی از ضخامت های متفاوت و استفاده از رنگ های جسورانه و ترکیبات آنها، فراتر از زمان، به تعریف اشیاء و طبیعت و انسان های پیرامونش پرداخت و در سطح تصاویر او، از مواجهه انسان در تاریخ ها و زمان های گوناگون، می توان حس های گوناگون گرفت و این گوناگونی در پیدایش سبک های متفاوت در نقاشیهایش دیده می شود. در واقع او از نقاشی، به عنوان ابزاری که طرز تلقّی خویش را با هر آنچه در زندگی اش رخ داده است، استفاده کرده است. او در واقع، راهی یافت برای ارتباط با جهان هستی، و ثبت لحظات و تجربه های شخصی خود که رویکردی های فرهنگی، اجتماعی و طبیعت گرایانه داشت و در نهایت به پیوند عمیقی بین خلاقیت و بیان بصری منحصر به فردش، نائل آمد. • با نگاهی اجمالی به وقایع و رویدادهای مهم ایران در دهه های 30 تا 50 می توان، زمینه های ایجاد برخورد های بصری برای هنرمند را در آثارش مشاهده کرد. وقایعی که به گونه ای تقویم هنری ابراهیم فرجی را رقم زد. کلیت آثار او دلالت بر گونه ای برانگیختی روانی و ثبت لحظات آنی دارد. اساس نابی که از پس تمام مشاهداتش، در راستای تجربه های دیداری و ادراکی او شکل گرفته می شد. او نه تنها قوانین آکادمیک را در کارش بکار بست بلکه با وفاداری به اصول، خلق آثارش را ادامه داد. با مشاهدۀ عمیق تر و ریزبینانه تر یکایک آثارش، او را بعنوان یکی از نمایندگان بر جستۀ مکتب اکسپرسیونیسم به شماره می توان آورد. هانیبال الخاص: اگر 5 تا اکسپرسیونیسم واقعی در ایران باشد، فرجی یکی از آن 5 نفر است. بهره گیری بجای او از عناصری چون اغراق، کژنمایی و مبالغه برای تجلّی هرچه بیشتر عواطف درونی اش، دلالت عام و گسترده ای به ویژگی اکسپرسیونیسمی آثارش در بعضی از دوره های کاریش دارد. هر چند که واژه ی اکسپرسیونیسم به معنای خاص آن، به جریان وسیعی در هنر مدرن اروپا اطلاق می گردد امّا نفوذ این جنبش و میزان تأثیرگذاری آن را بر هنرمندان ایرانی نمی توان نادیده و کمرنگ گرفت. از طرفی بعضی از آثار او را در زمره ی اکسپرسیونیسم طبقه بندی می توان کرد. هر چند بکارگیری هر کدام از ابزار و موادی به غیر از رنگ و روغن، مانند آبرنگ ، بوم، مقوا و ... بافت خاصی را در آثارش بوجود آورده است، امّا به آنها کیفیت و بیان مخصوصی هم بخشیده است. هر چند آنها در آثار تجسّمی کیفیات بصری از قبیل زبری و نرمی و بافت قابل درک و لمس می باشد امّا لمس اینگونه با بافت ها در آثار دو بعدی او نیز به صورت ترسیمی می توان دید. توجه بیشتر او به بافت های رنگی تا حدودی با اوّلین کوشش هایش که در رابطه با هنر مدرن انجام گرفت، هم زمان شد و او را در زمره ی هنرمندان امپرسیون نیز جای داد. چرا که در نزد او کار بست کیفیّت تصویری بافت رنگی، زبان متفاوتی از رویدادهای فیزیکی و روانی بر لایه های مختلف افراد و مشاهداتش بود، به اوج خود رسید و با استفاده از ضربات قلم مو بر روی بوم، ارزش و گویش خاصی را ایجاد کرد. علاوه بر استفاده از بافت های رنگی، در به کارگیری خطوط بیانی و حسی نیز به تجربه های کم نظیر و فوق العاده ای رسید. در کلیّه ی آثار تعامل متناسبی، همواره بین خط و رنگ وجود دارد. همنشینی خاکستری های رنگی و تیره و رنگ های اصلی و مکمّل ها و تلاش های بی صبرانۀ او در بکارگیری پرهیجان و ضربات صریح او، شواهد عینی او را به دریافت های درونی تبدیل کرد. نتیجه ی اینگونه رفتار نقاشانه ی او، ایجاد تضاد های سرد و گرم، تیره و روشن، آرامش و هیجان گردید. آبی های تیره و آبی-بنفش ها و بکارگیری رنگ هایی چون زرد اصل و قرمز و خانواده های آن، مخاطب را با عمق میدان روبه رو می سازد. بنابراین رویارویی مخاطب در وضعیّت دوگانه و یا چند گانه تصاویر و تاریکی از اهداف آفرینش آثاری پر جوش و خروش برایش بود. هر چند تاریکی های آثارش خاموش بنظر می رسند، امّا تنوّع در لایه ها و ضخامت رنگ هایش، سمفونی با شکوهی از سکوت و صدا به گوش مخاطب می رسد. با تمرکز بیشتری به روی اجزاء کارها در می یابیم که مجموعۀ آثار هنرمند به دو بخش تقسیم می شود، بخشی که در سال 1343 تصویر شده اند ، غلبه هندسه در ترکیب بندی ها با عواملی چون ریتم ، تضاد بیشتر خود را می نمایاند و فضای حاکم بر تصویر به شدّت معنوی و مذهبی تر می نمایاند. نشانه هایی چون : • حالت نشست پیکره ها که تقریباً تمرکز تصویر در وسط آن می باشد و استفاده از رنگ زرد. • در قسمت صورت بدون سایه-روشن و سطوح تخت و شکسته در پس زمینه تصویر که یادآور مکاتب نگاری (مکاتب نگارگری) و فضاهای تمثیلی هنر ایران خواهد بود. که در مزر تجددگرایی، صور معاصرتری را به خود گرفته است. عدم استفاده از هرگونه سایه-روشنی، گذاشتن سطوح رنگی تخت و با صلابت و ترکیب های به شدّت هندسی و استفاده از رنگ های محدود و درخشان مانند کاربرد قرمز و خانواده ی آبی ها و تأکید بر صورت با استفاده از رنگ زرد مانند، شدّت نور بر رخ هر یک از اشخاص که بر جهان قدسی و آرمانی هنرمند در نهایت خضوع و خشوع چشم ها را می نمایاند. طوری که از زیر لایه های رنگ زرد، حالات چهره بدون تأکید زیاد برلب ها و بر عکس تمرکز برحالات اعضاءِ صورت، نمایان می شود. گویا در روشنایی و نور مطلق چیزی جز مفهوم زمینی ذوب می شود. در بعضی از این مجموعه ها از ریتم های خطوط یکسان و نشانه های تصویری تمدّن هخامنشی دیده می شود که به جنبه های آئینی و مذهبی بودن آثار بیشتر تداوم می بخشد. در بررسی مجموعه که بین سالهای 1335 تا 1343 خلق شده است، میزان شتابزدگی و کاربست رنگهایی که حاکی از قلم مو و رنگ های چرک و خاکستری هنرمند است می باشد. گویا پالت و سطح بوم را دارند، پروسۀ ساخت رنگ ها تا مرحله ی انتقال آن روی سطح خود بوم اتفّاق افتاده است. رنگ سیاه کم دیده می شود و در مواردی می توان گفت که از ترکیب چندگانۀ رنگهایی تیره رنگ تیره استفاده شده است و اینگونه رویکردی و رفتار نقاشانه ابراهیم فرجی، ریشه در مکاتبی چون امپرسیونیسم دارد. مطالعه لحظه ای جو و نور و رنگ در تثلیثی همگن و همزمان رخ می دهد. شتابزدگی و سرعت دارد حرکات بجای مانده قلم موی او می توان حرکت کنشی هنرمند را بیان کرد. او با به کارگیری منابع نور و تکنیکهای لازم ... در احساسات و عواطف بیننده تأثیر عمده ای گذاشت. بخصوص مقدار نور و جهت تابش آن دگرگونی های متنوعی را در اثر به وجود آورد. خصوصاً با تغییر زاویه نور در چهره تفاوت های چشمگیری در حالت افراد به وجود آورد. بهرحال زمانیکه، هر ارزش بصری تاریک و روشنایی ها را به حداقل رسانید، و تغییرات درجات تاریکی در روشنایی را بهم نزدیک نمود، توانست تا حدودی به تلطیف و ظرافت های بیشتری دسترسی پیدا کند. هر چند در برخی دیگر از آثارش با تضاد ارزش بصری، حس شور انگیزی را به بیننده متنقل نمود. از بخش عمده خاصیت نمادین نور، مادی نور با ملایمت، یا خشونت واکنش های عاطفی متفاوتی را برانگیخت. او در نهایت با قدرت زیادی، آثارش را خلق و به نمایش گذاشت و امروز در نقاشی نوین کاربرد نور و رنگ در آثارش همچون مورد توجه علاقه مندانش قرار گرفته است و بدین ترتیب یک حسی بعدی را از طریق خاکستری ها، تیرگی و روشنایی ارائه داد. ابراهیم فرجی در سال 1383 در سن شصت و شش سالگی در گذشت و در قطعه ی هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت. این تحلیل، به بهانه و بزرگداشت مقام او، براساس نمایش آثارش در نگارخانه هور به کوشش صمیمانه ی امیر حیدرزاده یگانه نگاشته شد. | غزال زارع

امیر یگانه
gall_img gall_img gall_img