» آرزو غلامی

آرزو غلامی

آرزو غلامی

متولد : 1363 | کرج

www.instagram.com/arezoo.gholami_s

.
.
.
.
تکانه ای مهیب از اتفاقات بر انسان معاصر به مثابه یک (حمله ی عصبیِ ناگهانی)* که در آن انسانِ فاقدِ هرگونه هوشیاری، یا همانند رقصنده ای زایل شده جسم خود را بی محابا به هر سو پرتاب می کند و یا در خلسه ای عمیق در درونِ خود و در فضایِ بی کرانِ فراموشی، مبهوت، تن به کما می دهد.
انسان هایی سردر گم در خود یا در دیگری؛ فرو غلتیده، بی هیچ تعلق خاطر به زمانی یا مکانی، بین دو دنیایِ واقعیت و انتزاعِ خود در رفت و آمدند؛ که گهگاه آبیِ آسمانیِ امیدی هرچند اندک در این هیاهو قصد سر برآوردن دارد... | *سیژر
--------------------------------------------------------------------------------
لطفا بی احتیاط حرکت کنید
برای من بررسی یک اثر هنری مثلا نقاشی زمانی شروع می شود که آثار یک هنرمند مرا یاد هنرمندان دیگر نیندازد این از معایب و مزایای دیدن کارهای متعدد است. در اولین برخورد با نقاشی های آرزو غلامی، استقلال و زبان فرمی مستقل این کارها نظر هر مخاطب جدی را جلب می کند.
وقتی خود هنرمند اذعان می کند که در حین کار روی این آثار به هیچ چیز فکر نمی کرده است این هم علامت خوبی است برای ورود به جهان معنوی انتزاع ، اگرچه آدمهایی که در این نقاشی ها دیده می شوند حکایت نهادینه شدن دغدغه انسان در وجود هنرمندان معاصر را دارد. این دغدغه فی نفسه والا و ارزشمند است اما انتظار از اثر هنری والا بیش از آن است که گزارش روانکاوی یا چه می دانم فیلم سی تی اسکن یا MRI مغز هنرمند باشد حداقل برای بنده اینطور است که اثر هنری را مثل خیلی ها مصادره به مطلوب نمی کنم قبول کنیم مطلوب اغلب مخاطب ها این است که اثر هنری در مورد گرفتاری های روحی و مسائل اجتماعی حرف بزند. البته قدرت نفوذ و تاثیر آثار هنری همه را وسوسه می کند تا به جای اینکه روی یک بیلبورد بنویسند “حیوانات را آزار ندهیم ” این مفهوم را با یک کارتون یا حتی نقاشی ارائه کنند به عبارتی از ابزار هنری استفاده غیر هنری می کنند که صد البته بسیار هم خلاقانه و هوشمندانه است. این وسوسه ها همواره به عنوان یک خطر در کمین هنرمند های خوب نشسته اند. بعضی از آدمهایی که در تصویرهای خانم غلامی دیده می شوند از جمله موارد کاربردی هنر هستند تا جائیکه بعضی وقت ها برای بنده دلخواه است که از این آدمها گذر کنم و تابلوهای این هنرمند خوب را تکه تکه ببینم یا به آدمهایی برسم که فرم محض هستند نه جنسیت دارند و نه احساس معلومی در چهره شان بروز دارد آنها ” انسان واره “هستند. اتفاقا این انسان واره ها هم دغدغه دارند اما نه دغدغه های پیش پا افتاده انسان معاصری که در چاله های خودساخته اش گیر کرده است. انسان واره ها در این آثار حرفهایی می زنند که با دستور زبان و زبان ما قابلیت تاویل، تفسیر و فهم ندارند فقط ما را درگیر می کنند آنهم درگیری از نوعی که غیر از نقاشی در جایی دیگر ممکن نیست. ... (ادامه این مطلب در سایت هنرگردی) | فاروق مظلومی / وبسایت هنرگردی / 28/9/1397

آرزو غلامی
gall_img gall_img gall_img gall_img